تبليغاتX
من خیلی تنهام....میدونی!!!!

من خیلی تنهام....میدونی!!!!

عاشقانه

بهشتم اگه یه وقت حرفی تو دلت بودو نخواستی بگی نگو....هیچوقت بهم دروغ نگو....اگه کسی رو دوست داری بهم نگو ازش بدم میاد!!!!!!!اگه کسی رو مثل من دوست نداری بهش نگو دوستت دارم....اگه کسی رو دوست داری بهش اهمیت بده....میدونم خیلی گرفتاری بهشتم.میدونم اما ممکنه دیر بشه!!!!!!!!!!منظورم اینکه دنیا دو روز بیشتر نیست اگه دیر بجنبی تموم شده!!!!!!.....من خیلی دوستت دارم اما اینو هم میدونم که هیچ جایی تو قلبت دارم .متاسفم !برای خودم که اونقدر نادون بودم که نفهمیدم !!!!!خیلی سخته که ادم بدونه تو دل عشقش چی میگذره!من که تو قلبت نبودم اما خیلی تلاش کردم اونی باشم که تو دوست داری.انگار موفق نشودم!چون اگه موفق میشودم هیچ وقت تنهام نمیذاشتی!وقتی برای اولین بار فهمیدم که هیچ احساسی بهم نداشتی .شکشتم!همیشه با خودم می گم:مگه میشه؟!پس چرا به خودم نگفت؟!چرا رفته به......گفته؟!بهشتم .حتی الان که میدونم بهم هیچ حسی نداری دوستت دارم اما مطمن باش هیچ وقت مزاحمت نمیشم....بهشتم. سلامتی و خوشبختی تو برای من کافیه.اما تو هنوز منو نشناختی!!!!!اگرچه من مثل تو باهوش و.....نیستم اما مطمن باش هرگز به کسی حسادت نکردم.هرگز!!!!امیدوارم به هدفی که بخاطرش از همه چیز گذشتی برسی انطوری قلب منم اروم میگیره....بهشتم .میخواستم بهت بگم تو یک انسان کاملا ازادی و هر زمانی که دوست داشتی میتونی ازدواج کنی .حتی اگه اون شخص دشمن من باشه !چرا که خوشی تو خوشیه منه...بهشتم اگه این موضوع رو گفتم بخاطر این بود که فکر نکنی باید اونقدر صبر کنی تا شهرزاد ازدواج کنه بعدا تو......نه....من خودخواه نیستم.....ازت یه چیزی می خوام و اون اینه که هیچ وقت بمن دروغ نگو....فقط همین...
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:20  توسط شهرزاد  | 

این منم که تورو صدا میکنم.من نه پری دریایی هستم و نه قاصدکی در یک قدمی تو....من یه انسانم .کسی که همواره به یاد توست. سالهاست که با تو زیراین اسمون کبود زندگی میکنم.اما این تویی که در تموم لحظات زندگیت نخواستی منو ببینی!می نویسم تا تموم درختان سالخورده بدونن که تو همیشه بمن بی توجه بودی!...مدتهاست که چشمام به هوای دیدن تو به در دوخته شده...خونه از بی تو بودن شکایت میکنه و حیاط سردو غمزده شوق دیدار هیچ بهاری رو نداره...میدونم به دور دستها سفر کردی.کاش از کنارم نمی رفتی..کاش بودیو شعر تنهایی منو میشنیدی...تو دله ویرونم.تو کوچه باغهای سوخته عمرم .تو رو یاد میکنم. دوست دارم زمزمه های همیشه محزونم رو برای تو بخونم...سکوت کردم تا فقط صدای پایم رو بشنوی .....میدونم اگه سکوتمو بشکونم بی ارزش تر از قبل میشم اینطوری برام بهتره

گفتگو

گفتی:سکوت کن که سکوت تو دیدنی ست گفتم:زین پس فریاد خواهم زد اندوه پاره های دل من شنیدنی ست

دوستان عزیزم:من هرگز به کسانی که به دوستانم ترحم کنن اهمیتی نمیدم!وسلام...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 13:47  توسط شهرزاد  | 

دوباره هوای چشمهای تو رو کردم.نگاهت اونقدر به اسمون شبیه که هر چقدر خسته و دلمرده باشم بازم شوق زندگی به رگهای بی جونم راه پیدا میکنه....کاش هیچ وقت از خوندن حرفام خسته نمی شدی ....من به تموم دیوارهای اتاقت سودیم میشه...میدونی چرا؟چون همیشه تورو میبیننو کنارتن...هر وقت که خسته میشی بهشون تکیه میدی.....میدونی.می خوام تا اخر عمرم خونه نشین خیال تو باشم...به یاد رفتنت دوست دارم مثل یه تیکه ابر کوچولو زار زار گریه کنم...دوست دارم به تموم نامهای عاشقونه ننوشتت پاسخ بدمو از پشت پنچره به ارزوهات سلام کنم.دلم می خواد تا انتهای این جاده همچنان بی قرار تو باشم....دلم میخواد فقط با تو از تموم حادثه های زندگی عبور کنم....میدونم هر وقت که سرت خلوت باشه یه نگاه به وبلاگم میندازی اما عمرا باورت بشه من چقدر دوستت دارم ...عمرا...میدونی تو کی هستی؟اره همونی هستی که الان داری به وبلاگم نگاه میکنیو با دقت میخونیش...اره باتوام....خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 17:38  توسط شهرزاد 

ای كساني كه ادعا مي كنين همديگه رو دوست دارين .. چرا اين همه دروغ .. خواهش مي كنم به خودتون بيايين .. چرا به همديگه دروغ مي گيين .. چيزي كه من الان زياد مي بينم.. وقتي به كسي مي گين دوستش دارين واقعا دوستش داشته باشين .. از ته دل .. اينها كلماتي يه كه هزاران بار شنيديم .. خواهش مي كنم به اين كلمات خوب فكر كنين .. مي خوام به معناي واقعيش برسين .. فقط نگين .. چون وقتي اينو به كسي مي گين و فردا از همون شخص متنفر مي شين .. مي دونين چرا ..؟ چون دروغ گفتين .. چون خدا صداتونو مي شنوه وقتي اينو مي گين .. خدا بعدا امتحانتون مي كنه ببينه واقعا گفتين و يا دروغ .. و مشكلاتي سره راتون مي ياره .. با اين زمونه كه من مي بينم همون اوله را از هم جدا مي شن 70% ، مي مونن 30% .. مي دوني هر چي بيشتر دوستش داشته باشي بيشتر مشكلات مي ياد سره راه .. چون بايد در برابر تك تك اون دوستت دارم و ابراز علاقه امتحان بشي و هر چه بيشتر مقاومت كني بيشتر خورد مي شي و به جاي مي رسي كه مي بيني هيچي نداري .. هيچ غروري .. هيچ دوستي .. و از همه مهمتر اون كسي رو كه دوستش داري .. چون اونم مي زاره مي ره .. ولي بازم تو دوستش داري و اينه قرباني شدن .. مي دوني اين اتفاقات در 1-2 روز نمي افته اين اتفاقاتي يه كه در چندين سال مي افته .. و به نظره من هميشه كه اينجوري نيست بعد از هر غمي ، خوشي مياد ولي بايد چند سال در انتظار و صبر باشي دسته خداست .. و البته كمك اطرافيان و همت خوده آدم ..

ولي به اين فكر كن كه هيچ يك از اطرافيان نخوان حتي يه كمك كوچولو بكنن .. اون آدم بايد چكار كنه ..؟  فقط صبر و بشينه ببينه تقدير چي واسش مي نويسه ..

اميدوارم هيچ كس كسي رو دوست نداشته باشين تا اين حد ..

هر چند هر كسي تو زندگيش به اين دوست داشتن نمي رسه ..

 

 

عشق من کاش میدونستی که چقدر دوستت دارم چون اون موقع منو ترک نمیکردیو نمی رفتی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 0:37  توسط شهرزاد 

پیمان....

بیایید چشمامونو به زیباییها عادت بدیم و با هم عهد ببندیم که هرگز دل کسی رو نشکنیم...

تلاش کنیم با دلی لبریز از صداقتو یکرنگی زندگی رو بسازیم.به پرتوی رنگارنگ رنگین کمان خیره بشیمو دلهای تنگو بیقرارمونو با لبخندی بی ریا اروم کنیم....یه سوالی دارم دوستان

چرا وقتی یه دختری عاشق پسری میشه پسره ترکش میکنهو میذاره میره؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 21:59  توسط شهرزاد  |